![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
اي كمال الدين /جلد1 /صفحه 405 |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:34 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
مي فرمايند: گمراه ترين انسانها كسي است كه نام من پيش او بر زبان آيد ولي او بر من صلوات نفرستد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:32 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
وقتي چيزي را فراموش كرديد بر من صلوات بفرستيد كه موجب ياد آمدن آن چيز خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:30 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
نزديك ترين شخص به من در فرداي قيامت كسي است كه صلوات بيشتري برمن فرستاده باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:28 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:27 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
هميشه گريه نشانه ي ضعف نيست گاهي نشانه ي يك بخشش است گاهي يك فداكاري گاهي يك ظلم و گاهي هم نمايانگر عظمت يك عشق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:16 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
خدایا، کودک که بودم از بلندی :آسمان و ستارگان درخشنده اش لذت می بردم، اما امروز از آسمان لذت می برم زیرا بدون آن خفه می شوم؛ زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحیم نکاهد دیگر خفه می شوم. شهید دکتر مصطفی چمران |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:14 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
هركسي را در قم زيارت كند انگار مرازيارت كرده است و بهشت براي اوست .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 19:46 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سلام خدمت شما عزیزان وفات بانوی بزرگوار اسلام دختر پاک *** را به و همه ی دوستداران آن بزرگواران تسلت عرض میکنم . برای شادی آن بزرگواران صلواتی تقدیمشان کنیم . ممنون .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:18 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
موقعی که حادثه ی بدی براتون اتفاق می افته و یا از موضوعی ناراحتین سعی نکنین با موسیقی خودتونو آروم کنین چون موسیقی مثل یه داروی مسکن فقط زمان کنار اومدن با اون موضوع یا اتفاق رو براتون به تاخیر میندازه m.d |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 10:56 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
جز حلال زاده تو را دوست نمی دارد و جز حرام زاده تو را دشمن نمی دارد .
بحارالأنوار جلد 38 صفحه 100 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:13 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سلام به شما عزیزان ولادت با سعادت امام عزیزمان پسر
**** را به همه ی دوستداران انشاالله یاور خوبی برای پسر بزرگوارش باشیم .
برای شادی آن بزرگواران صلواتی بفرستم . ممنون .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 7:52 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم اتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:11 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی ، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:3 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
( الكافى، ج 2، ص 610.) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 23:17 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سلام عزیزان می خوام در مورد موسیقی صحبت کنم البته خیلی وقته که می خوام این مطلب رو جمع بندی کنم این نظر شخصی منه ولی احساس میکنم که درست باشه چون چندین سال که موسیقی های مختلف رو گوش دادم به این نتیجه رسیدم امیدوارم که مورد استفادتون قرار بگیره و خوشحال میشم نظرتونو بدونم در موردش : البته من با موسیقی موافقم البته نه همیشه نه اینکه در همه ی مواقع دوست دارم حرفامو بخونین چون خیلی فکر کردم بهشون . خوب اول ازتون می خوام که ذهنتونو مثل یک پازل در نظر بگیرین با تیکه های مختلف که هر تیکه اون مربوط به قسمت خاصی میشه . حالا فرض کنین که کنار دریا هستین یا تو جنگل یا محیط باز و طبیعی وقتی که تو این محیط ها قرار می گیرین با صداهای مختلف اما * طبیعی * وقتی به صدای طبیعت و محیط اطرافتون گوش میدین اون قسمت از پازل ذهنتون که خالیه با همون صدا کامل میشه و آرامش بخش میشه . خوب حالا فرض کنین یه آهنگ رپ یا جاز یا راک یا پاپ یا .... گوش کنین وقتی به این آهنگها یا هر نوع موسیقی گوش کنین اون قسمتهایی از پازل ذهنتون که منظم بودن و در جای خودشون قرار داشتن خود بخود جابجا میشن چون تو ذهنتون خاطرات متفاوتی هست و با هر آهنگی ذهنتون درگیر موضوع خاصی میشه مثلا به یاد حادثه ی غمناکی که براتون افتاد می افتین یا با آهنگ شاد به یاد حادثه خوب و شادی می افتین و ..... اگه دقت کنین به جای اینکه این موسیقی ها پازل ذهنتونو مرتب کنه و کامل کنه بر عکس باعث بهم ریختگی ذهنتون شده. خوب اگه بخواین مقایسه کنین می بینین که موسیقی طبیعت به ذهنتون کمک کرده که ذهنتون به آرامش برسه و پازل ذهنتونو کامل کرده ولی موسیقی مصنوعی نه تنها کمک نکرده بلکه اون نظمی که تو قسمتهای دیگه بوده رو هم بهم زده . مسئله مهم اینه که هممون دوست داریم همیشه در حال تعادل فکری و ذهنی باشیم و از چیزهایی که به ما در رسیدن به این راه کمک میکنن استفاده کنیم و همیشه به دنبال آرامشیم . خوب می دونیم که با موسیقی طبیعت و طبیعی به آرامش می رسیم نمی خوام بگم با موسیقی مصنوعی نمیشه به آرامش رسید ولی سخته که موسیقی رو پیدا کنیم که مارو به آرامش و تعادل فکری و ذهنی برسونه . اگه دوست دارین امتحان کنین مثلا صفحه ویندوزتونو نگاه کنین همون عکسی که وقتی ویندوزو عوض می کنین هست ( منظره خیلی قشنگی که سبزه و تپه داره ) خوب به اون عکس نگاه کنین : یه تپه میبینین نه ؟ فرض کنین که می خواین برین پشت اون تپه خوب حالا به این سوالهای من خوب فکر کنین و خواهشا عمل کنین اون کاری رو که میگم انجام بدین : یک بار بدون موسیقی به اون عکس نگاه کنین چه حسی دارین ؟ وقتی که به این عکس بدون موسیقی نگاه می کنین تجسم می کنین که وقتی به اون طرف تپه می رسین چیزی هست که تو فکرتون بوده بدون اینکه تو این راه حسی به شما تلقین بشه و شما تمرکزتون روی توانایی هاتون جمع میشه وبه هدفی که دارین فکر می کنین یعنی انتظار ندارین که حادثه عجیبی در اون طرف تپه رخ بده میدونین چرا ؟ چونکه شما تو این راه با موسیقی طبیعت همراه بودین و پازل ذهنتون کامل بوده و با آرامش و تعادل ذهنی این راه رو طی کردین و به هدفتون فکر کردین و تمرکز داشتین رو هدفتون . حالا یه آهنگی بزارین که دوست دارین . اگه دقت کنین هر آهنگی که بزارین یه حسی رو تو این راه به شما تلقین میکنه و حس کاذب و به شما انتظارات بیهوده میده مخصوصا اینکه آهنگ با کلامی گوش بدین چون با شعرش خودبخود قسمتی از ذهنتونو درگیر میکنه. خوب حالا شما دوست دارین با کدوم حالت برین به اون طرف تپه ؟ خوب مسلما اون چیزی که شما دوست دارین اتفاق نمی افته بلکه هر چیزی که اتفاق بیفته شما ازش بی خبرین پس بهتره که تو این راه با آرامش و تعادل ذهنی و فکری برین جلو و به هدفتون فکر کنین و برای رسیدن به هدفتون تلاش کنین (و انتظارنداشته باشین که اون چیزی که دوست دارین اتفاق بیفته ولی تلاشتونو بکنین ) نه با حسهای کاذبی که به خودتون میدین چون اینطوری کمتر دچار بحران فکری می شین . میدونین من تو این چندین سالی که موسیقی گوش دادم به این نتیجه رسیدم که : موسیقی انسان رو ضعیف میکنه و انسان رو برده ی خودش میکنه. شما وقتی احساس ناراحتی دارین و آهنگی انتخاب می کنین برای گوش دادن فکر کنین که موسیقی در اختیار شماست ولی اشتباه میکنین چون شما در اختیار موسیقی هستین میدونین چرا ؟ موسیقی رو یه غول چراغ جادو فرض کنین چون اون چیزی رو که دوست دارین بهش میگین و اون هم به شما همون چیز رو میده شما احساس می کنین با این کار اون چیزی رو که دوست داشتین بدست اوردین ولی اشتباه می کنین میدونین چرا ؟ چون شما به اون نیاز دارین نه اون به شما . امیدوارم که مثال خوبی زده باشم تا منظورمو بهتون بگم . سعی کنیم تو زندگی همیشه پازل ذهنمونو کامل کنیم نه اینکه قسمتهایی که مرتب هستند رو بهم بریزیم . برده ی موسیقی نباشیم هیچ چیزی لذت بخش تر از آرامش فکری و ذهنی نیست . و وقتی میتونیم در مورد موضوعی درست تصمیم بگیریم که آرامش ذهنی و فکری داشته باشیم . موسیقی رو برده ی خودمون کنین تا به آرامش ذهنی و فکری برسیم نه اینکه مارو از حالت تعادل خارج کنه مهمترین مسئله تعادل فکرمونه . موسیقی رو گوش کنیم که ما رو به آرامش فکری و ذهنی برسونه تا بتونیم درست تصمیم بگیریم. دوست دارم این مسئله رو بگم نمی خوام تعصب خاصی داشته باشم نسبت به دینم ولی اینو مطمئنم که
ازتون ممنونم که وقتتونو گذاشتین و مطلب منو خوندین خوشحال میشم نظرتونو بدونم .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:12 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
سلام به شما عزیزان ممنونم که به وبلاگم که متعلق به خودتونه سر زدین خواستم دعای کمیل رو براتون بزرام تا از این دعای خیلی خیلی زیبا استفاده کنیم . دوست دارم این دعا حتی برای ۱ بار هم شده تو عمرتون بخونین چون خیلی زیباست. التماس دعا مشهور است که دعای کمیل، آن دعایی است که جبرائیل به خضر آموخت پس امیرالمومنین بعد از رسول الله صل الله علیه و آله و سلم حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام آن دعا را به «کمیل بن زیاد نخعی» که از خواصّ وی بود تعلیم داد. این دعا از جمله عاشقانه ترین ادعیه است. این دعا در شبهای نیمهٔ شعبان و در هر شب جمعه خوانده میشود. و به اعتقاد شیعیان برای راحت بودن از شرّ دشمنان و گشایش روزی و آمرزش گناهان سودمند است.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ خدايا از تو درخواست ميكنم بآن رحمتو بنالم به آستانت مانند عزيز گم كردگان و به صداى بلند تو را مىخوانم كه اى ياور اهل ايمان وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ و به عزت و اقتدارت كه هر مقتدرى از مقاومتش عاجز است وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيْءٍ و بذات پاكت كه پس از فناى همه موجودات باقى ابدى است وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ و به نور تجلى ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ خدايا ببخش آن گناهانى را كه پرده عصمتم را مىدرد اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ خدايا ببخش آن گناهانى را كه مانع قبول دعاهايم مىشود اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ اى خدا من به ياد تو بسوى تو تقرب مىجويم و تو را سوى تو شفيع مىآورم اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ خدايا از تو مسئلت مىكنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسكنت اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ وَ عَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ خدايا من از تو مانند سائلى در خواست مىكنم كه در شدت فقر و بيچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختيهاى عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدى كه حضور توست باشد اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَ عَلاَ مَكَانُكَ وَ خَفِيَ مَكْرُكَ اى خدا پادشاهى تو بسيار با عظمت است و مقامت بسى بلند است و مكر و تدبيرت در امور پنهان است اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً وَ لاَ لِشَيْءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً خدايا من كسى كه گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاى بدم (از لطف و كرم) به كار نيك بدل كند جز تو كسى نمىيابم (كه خدا اين تواند) غَيْرَكَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي خدايى جز تو نيست اى ذات پاك و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دليرى كردم به نادانى خود اللَّهُمَّ مَوْلاَيَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ اى خدا اى مولاى من چه بسيار كارهاى زشتم مستور كردى اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِي وَ أَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي وَ قَصُرَتْ (قَصَّرَتْ) بِي أَعْمَالِي اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسيار ناخوش و اعمالى نارسا يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لاَ يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَ فِعَالِي اى خداى بزرگ و سيد من به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و افعال زشت من دعاى مرا از اجابتت منع نكند مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي وَ دَوَامِ تَفْرِيطِي وَ جَهَالَتِي وَ كَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَ غَفْلَتِي وَ كُنِ و تقصير و نادانى و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كردهام (كرم كن و) زودم به عقوبت مگير اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ (فِي الْأَحْوَالِ كُلِّهَا) رَءُوفاً وَ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً اى خدا به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جميع امور مهربانى كن إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي اى خدا اى مولاى من تو بر من حكم و دستورى مقرر فرمودى و من در آن به نافرمانى پيرو هواى نفس گرديدم وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَ أَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شيطان) كه معصيتها را در نظرم جلوهگر ساخته و فريبم داد خود را حفظ نكردم و قضاى آسمانى نيز مساعدت كرد فَلَكَ الْحَمْدُ (الْحُجَّةُ) عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ وَ لاَ حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَ بَلاَؤُكَ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ حال در تمام اين امور تو را ستايش مىكنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هيچ حجتى نخواهد بود با آنكه در او قضاى تو بوده و حكم (تكوينى) و امتحان و آزمايش تو مرا بر آن ملزم ساخته يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً بار خدايا به درگاهت پس از تقصير و ستم بر نفس خود باز آمدهام با عذر خواهى و پشيمانى غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةِ (سَعَةٍ مِنْ) رَحْمَتِكَ مگر آنكه تو باز عذرم بپذيرى و مرا در پناه رحمت بىمنتهايت داخل كنى اللَّهُمَّ (إِلَهِي) فَاقْبَلْ عُذْرِي وَ ارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي وَ فُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي اى خدا عذرم بپذير و بر اين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهايى بخش يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ ى خداى من اى سيد و مولاى من آيا باور كنم كه مرا در آتش مىسوزانى با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ و بعد از آنكه از روى صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيتت اعتراف كردم وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً و اى كاش اى خداى من و سيد و مولاى من بدانستمى كه تو آتش قهرت را مسلط مىكنى بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهادهاند وَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً يا بر آن دلها كه از روى صدق و يقين به خدايى تو معترفند يا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشعند مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ يَا رَبِ و هيچكس به تو اين گمان نمىبرد و چنين خبرى از تو اى خداى با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاَءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ و آنچه جارى شود در آن از بد آمدنىهاى آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنيا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچيز است و مدتش كوتاه است لِأَنَّهُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ چندان كه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَهْلِ بَلاَئِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى و با اهل عذابت همراه كنى و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى وَ هَبْنِي (يَا إِلَهِي) صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ أُقْسِمُ صَادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ (الْآلِمِينَ) بارى به عزتت اى سيد و مولاى من به راستى سوگند مىخورم كه اگر مرا با زبان گويا (به دوزخ) گذارى من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همى كنم
أَ فَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ (يُسْجَنُ) فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ آيا درباره تو اى خداى پاك و منزه و ستوده صفات گمان مىتوان كرد كه بشنوى در آتش فرياد بنده مسلمى را كه به نافرمانى در دوزخ زندانى شده وَ هُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ و ضجه و نالهاش با چشم انتظار و اميدوارى به رحمت بىمنتهايت بسوى تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مىخواند و به ربوبيتت متوسل مىشود يَا مَوْلاَيَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَ هُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتى كه به سابقه حلم نامنتهايت چشم دارد أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ يا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت اميدوار است أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ يا چگونه به خود بپيچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنكه تو به صدق (دعاى) او آگاهى هَيْهَاتَ مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ هيهات كه هرگز چنين معروف نباشد و اين گمان نرود فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ پس من به يقين قاطع مىدانم كه اگر تو بر منكران خداييت حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى وَ مَا كَانَ (كَانَتْ) لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لاَ مُقَاماً (مَقَاماً) و هيچكس را در آتش جاى و منزل نمىدادى مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب
إِلَهِي وَ سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا اى خداى من و سيد من از تو درخواست مىكنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلى) كه مقدرات عالم بدان كردى أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ كه مرا ببخشى و در گذرى در همين شب و همين ساعت هر جرمى و هر گناهى كه كردهام
و هر بد كارى كه فرشتگان عالم پاك را مأمور نگارش آن نمودهاى كه آن فرشتگان را به حفظ هر چه كردهام موكل ساختى وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ و شاهد و ناظر بر آن اعمال من كه از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشتهاى همه را ببخشى أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ (تَنْشُرُهُ) أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ (تَبْسُطُهُ) أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ و هر نيكويى كه منتشر مىسازى و هر رزق و روزى كه وسيع مىگردانى و هر گنه كه مىبخشى و هر خطا كه بر آن پرده مىكشى اى رب من اى رب من اى رب من يَا عَلِيماً بِضُرِّي (بِفَقْرِي) وَ مَسْكَنَتِي يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَ فَاقَتِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ اى واقف از حال زار و ناتوانم اى آگه از بينوايى و وضع پريشانم اى آگاه به احتياجم و بىچيزيم اى رب من اى رب من اى رب من أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ (فِي) اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً كه اوقات مرا در شب و روز به ياد خود معمور گردانى و پيوسته به خدمت بندگيت بگذرانى و اعمالم را مقبول حضرتت فرمايى حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي (إِرَادَتِي) كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً تا كردار و گفتارم همه يك جهت و خالص براى تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي (لطفى كن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگيت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ (الْمُبَادِرِينَ) تا آنكه من در ميدان طاعتت بر همه پيشينيان سبقت گيرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آيم و بترسم از تو مانند ترسيدن يقين كنندگان و با اهل ايمان در جوار رحمتت همنشين باشم وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ و مرا بلطف و رحمتت نصيب بهترين بندگانت عطا كن و مقام مقربترين وَ اعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ وَ احْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ بزرگى و مهربانى كن و مرا به رحمت واسعهات از شر دو عالم محفوظ بدار وَ مُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي وَ اغْفِرْ زَلَّتِي و بر من منت گذار و دعايم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطايم ببخش فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي اينك من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز كردم وَ اكْفِنِي شَرَّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي و از شر دشمنانم از جن و انس كفايت فرما فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ وَ طَاعَتُهُ غِنًى كه تو هر چه بخواهى ميكنى اى كه نامت دواى دردمندان و يادت شفاى بيماران است و طاعتت بىنيازى از هر چه در جهان يَا سَابِغَ النِّعَمِ يَا دَافِعَ النِّقَمِ يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ يَا عَالِماً لاَ يُعَلَّمُ اى بخشنده كاملترين نعمت اى دفع كننده هر بلاء و مصيبت اى نور دلهاى وحشت زده در ظلمات (فراق) اى داناى علم ازل تا ابد بىآموختن وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ (أَهْلِهِ) وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً (كَثِيراً) و درود و رحمت خدا بر رسول گراميش و امامان با بركات از اهل بيتش و سلام و تحيت بسيار بر آن بزرگواران باد. التماس دعا .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 2:20 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
يك عشق عروج است و رسيدن به كمال ،
يك عشق غوغاي دروناست وتمناي وصال ، يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم ، يك عشق خيال است و....خيالاست و....خيال |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:30 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
دخترها حسنه و پسرها مانند نعمت هستند خداوند بر حسنه ثواب می دهد ولی از نعمتها سؤال می شود . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:22 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست, شايد آن خنده كه امروز دريغش كردي، آخرين فرصت همراهي ماست |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:20 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست ، انتخاب با خودته ! تا ابد دور خودت بچرخی يا تا بی نهايت ادامه بدی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:17 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
کاش قبل ار آنکه عبرت آیندگان شویم... از گذشتگان پند بگیریم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 0:53 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
بدانید که نیازهای مردم بسوی شما از نعمتهای خداوند است .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:47 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
آیا جز او کسی هست که دعای بیچاره و درمانده را اجابت کند و عذاب را برطرف سازد . ( سوره نمل آیه ۶۲ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:36 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
[ ای رسول من ] بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید ، پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد . ( سوره فرقان آیه ۷۷ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:35 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
هنگامیکه بندگانم راجع به من از تو بپرسند ، [ بگو ] البته که من به آنها نزدیکم کسی را که مرا بخواند اجابت می کنم . ( سوره بقره آیه ۱۸۶ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:32 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
برای خدا نامهای نیکی است ، پس او را بوسیله آنها بخوانید و دعا کنید ( سوره اعراف آیه ۱۸۰ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:30 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
خدای خود را با گریه و زاری در خلوت بخوانید ، چه آنکه خدا تجاوزکاران را دوست ندارد ( سوره اعراف آیه ۵۵ ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:28 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
برترین ایمان این است که بدانی خداوند همه جا با توست
سجده ی شکربرهرمسلمانی واجب است با آن نمازت را کامل وپروردگارت راخشنود می سازی وفرشتگان را به شگفتی می آوری
تسبیحات |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:41 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
آنچه پیش می آید مهم نیست ، واکنش ها نسبت به آن مهم است. لوییز هی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:38 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
وقتي از همه جا نا اميد شدي برو توي کوه فرياد بزن که آيا هنوز اميد هست ؟؟؟؟؟ آن موقع خواهي شنيد که :
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:37 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.
است.
( تحف العقول ، صفحه ۴۴۸ ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 6:44 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
با سلام خدمت شما ولادت با سعادت رسول خدا رحمت للعالمین
و ولادت باسعادت امام عزیزمان پسر
را به و همگی دوستداران آن بزرگواران تبریک عرض می کنم برای شادی آن بزرگواران صلواتی بفرستیم ممنونم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 20:14 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً برحمتک یا ارحم الراحمین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 0:51 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
معلى بن خنيس از همانا نوروز، همان روزى است كه
و آن همان روزى است كه و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند، و شما(عرب ها) آن را ضايع كردهايد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 7:57 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
روايت شده از براى پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟ پس پيامبر(صل الله علیه و آله و سلم ) فرمود: اسم او نزد عرب و نزد مادرش و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل . یا علی ارواحنا فداه |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 7:3 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده، و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(علیه السلام ) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر و آن همان روزيست كه ابراهيم(علیه السلام ) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 6:43 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
قال النبي(صل الله علیه و آله و سلم) : لجبريل! عظني فقال! يا محمد عش ماشئت فانك ميت، واحبب ماشئت فانك مفارقه، و اعمل ما شئت فانك ملاقيه.
مرا موعظه كن. جبرئيل : اي محمد! هرگونه مي خواهي زندگي كن كه سرانجام خواهي مرد، و هرچه خواهي دوست داشته باش كه سرانجام از آن جدا خواهي شد، و هر كاري خواهي بكن كه سرانجام (نتيجه آن را) خواهي ديد. خصال، ج2، ص7 |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 6:29 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام خداوند بخشنده و مهربان .
با عرض سلام خدمت شما خوبان ممنونم که وقتتونو گذاشتین تا متنای وبلاگ منو بخونین از لطفتون ممنونم امیدوارم که از متنا خوشتون بیاد البته همه ی این متنا رو من نگفتم تعداد خیلی کمی از این متنها نوشته ی منه ولی همین جا از کسانی که این متنارو نوشتن کمال تشکر را دارم ممنون میشم که نظرتونو در مورد متنا بدین ممنون و اگه مایل بودین به id من آف بذارین بازم از شما ممنونم . با تشکر محمد دماوندی نیا m1985_damavandinia www.damavandinia.m@gamil.com |
| نویسندگان |
|
محمد دماوندی نیا محمد دماوندی نیا |
| پیوندها |
|
ادبی دعای کمیل دعای توسل زیارت عاشورا حدیث شریف کساء دعای عهد موسیقی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گفته های m.d علی علیه السلام کیست ؟ مطالبی مهم در مورد شیعه و سنی |
|
RSS
|