تبليغاتX
شب آبی
ادبی

رسول اكرم (صل الله علیه و آله و سلم ) مي فرمايند:

 اي علي بدان ، با ايمان ترين مردم كه داراي يقيني عظيم مي باشند قومي هستند در آخر الزمان كه پيامبر خود را نديده اند و امام معصومشان نيز در حجاب است ، آنها تنها با نوشته هاي سياه بر روي سپيدي كاغذ ايمان آورده اند.

كمال الدين /جلد1 /صفحه 405

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:34  توسط محمد دماوندی نیا | 

پيامبر مكرم اسلام (صل الله عليه و آله و سلم)

مي فرمايند:

 گمراه ترين انسانها كسي است كه نام من پيش او بر زبان آيد ولي او بر من صلوات نفرستد.

اَللهمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:32  توسط محمد دماوندی نیا | 

پيامبر مكرم اسلام (صل الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند:

وقتي چيزي را فراموش كرديد بر من صلوات بفرستيد كه موجب ياد آمدن آن چيز خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:30  توسط محمد دماوندی نیا | 

پيامبر مكرم اسلام (صل الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند:

 نزديك ترين شخص به من در فرداي قيامت كسي است كه صلوات بيشتري برمن فرستاده باشد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:28  توسط محمد دماوندی نیا | 

 عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:27  توسط محمد دماوندی نیا | 

هميشه گريه نشانه ي ضعف نيست

گاهي نشانه ي يك بخشش است

گاهي يك فداكاري

 گاهي يك ظلم

و گاهي هم نمايانگر عظمت يك عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:16  توسط محمد دماوندی نیا | 

خدایا، کودک که بودم از بلندی :آسمان و ستارگان درخشنده اش لذت می بردم، اما امروز از آسمان لذت می برم زیرا بدون آن خفه می شوم؛ زیرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحیم نکاهد دیگر خفه می شوم.

 شهید دکتر مصطفی چمران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:14  توسط محمد دماوندی نیا | 

امام رضا علیه السلام  می فرمایند :

هركسي حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

 را در قم زيارت كند انگار مرازيارت كرده است و بهشت براي اوست .

السلام علیک یا حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ارواحنا فداه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 19:46  توسط محمد دماوندی نیا | 

سلام خدمت شما عزیزان وفات بانوی بزرگوار اسلام

دختر پاکحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاو خواهر پاکامام رضا علیه السلام

 *** حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ***

را به امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام

 و همه ی دوستداران آن بزرگواران تسلت عرض میکنم .

برای شادی آن بزرگواران صلواتی تقدیمشان کنیم . ممنون .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم ولعن اعدائهم اجمعین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:18  توسط محمد دماوندی نیا | 

موقعی که حادثه ی بدی براتون اتفاق می افته و یا از موضوعی ناراحتین

سعی نکنین با موسیقی خودتونو آروم کنین چون موسیقی مثل یه داروی مسکن فقط زمان کنار اومدن با اون موضوع یا اتفاق رو براتون به تاخیر میندازه 

    m.d    

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 10:56  توسط محمد دماوندی نیا | 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین بعد از خودش حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند :

جز حلال زاده تو را دوست نمی دارد و جز حرام زاده تو را دشمن نمی دارد . خدای عزوجلهیچ گاه مرا به آسمان فرا نبرد و با من سخن نگفت ، جز آن که به من فرمود :

ای محمد ! به علی از جانب من سلام ده و او را آگاه کن که او امام و پیشوای اولیای من است و نور اهل طاعت من است .

ای علی ، این کرامت بر تو گوارا باد .

السلام علیک یا علی بن ابیطالب علیه السلام ارواحناه فداه

 بحارالأنوار جلد 38 صفحه 100

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 17:13  توسط محمد دماوندی نیا | 

سلام به شما عزیزان ولادت با سعادت امام عزیزمان

 پسر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و پدر پاک و بزرگوار

 امام حاضرمان امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام

**** امام حسن عسکری علیه السلام ****

را به همه ی دوستداران محمد و آل پاک و مطهرش تبریک عرض میکنم .

انشاالله یاور خوبی برای پسر بزرگوارش باشیم .

اللهم عجل لویک الفرج

برای شادی آن بزرگواران صلواتی بفرستم . ممنون .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 7:52  توسط محمد دماوندی نیا | 

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی

 آه باران من سراپای وجودم اتش است

 پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:11  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی ،

که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 7:3  توسط محمد دماوندی نیا | 

 امیرالمومنین بعد از رسول الله امام على( علیه السلام )  فرمودند :


خانه‏اى كه در آن قرآن خوانده شود و ياد خدا در آن باشد بركتش زياد مى‏شود، فرشتگان در آن حاضر مى‏شوند و شيطانها از آنجا رخت برمى‏بندند.

( الكافى، ج 2، ص 610.)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 23:17  توسط محمد دماوندی نیا | 

سلام  عزیزان می خوام در مورد موسیقی صحبت کنم البته خیلی وقته که می خوام این مطلب رو جمع بندی کنم  این نظر شخصی منه ولی احساس میکنم که درست باشه چون چندین سال که موسیقی های مختلف رو گوش دادم به این نتیجه رسیدم امیدوارم که مورد استفادتون قرار بگیره

 و خوشحال میشم نظرتونو بدونم در موردش :

البته من با موسیقی موافقم البته نه همیشه نه اینکه در همه ی مواقع دوست دارم حرفامو بخونین چون خیلی فکر کردم بهشون .

خوب اول ازتون می خوام که ذهنتونو مثل یک پازل در نظر بگیرین با تیکه های مختلف که هر تیکه اون مربوط به قسمت خاصی میشه .

حالا فرض کنین که کنار دریا هستین یا تو جنگل یا محیط باز و طبیعی وقتی که تو این محیط ها قرار می گیرین با صداهای مختلف اما * طبیعی * وقتی به صدای طبیعت و محیط اطرافتون گوش میدین اون قسمت از پازل ذهنتون که خالیه با همون صدا کامل میشه و آرامش بخش میشه .

خوب حالا فرض کنین یه آهنگ رپ یا جاز یا راک یا پاپ یا .... گوش کنین وقتی به این آهنگها یا هر نوع موسیقی گوش کنین اون قسمتهایی از پازل ذهنتون که منظم بودن و در جای خودشون قرار داشتن خود بخود جابجا میشن چون تو ذهنتون خاطرات متفاوتی هست و با هر آهنگی ذهنتون درگیر موضوع خاصی میشه مثلا به یاد حادثه ی غمناکی که براتون افتاد می افتین یا با آهنگ شاد به یاد حادثه خوب و شادی می افتین و .....

اگه دقت کنین به جای اینکه این موسیقی ها پازل ذهنتونو مرتب کنه و کامل کنه بر عکس باعث بهم ریختگی ذهنتون شده.

خوب اگه بخواین مقایسه کنین می بینین که موسیقی طبیعت به ذهنتون کمک کرده که ذهنتون به آرامش برسه و پازل ذهنتونو کامل کرده ولی موسیقی مصنوعی نه تنها کمک نکرده بلکه اون نظمی که تو قسمتهای دیگه بوده رو هم بهم زده .

مسئله مهم اینه که هممون دوست داریم همیشه در حال تعادل فکری و ذهنی باشیم و از چیزهایی که به ما در رسیدن به این راه کمک میکنن استفاده کنیم و همیشه به دنبال آرامشیم .

خوب می دونیم که با موسیقی طبیعت و طبیعی  به آرامش می رسیم نمی خوام بگم با موسیقی مصنوعی نمیشه به آرامش رسید

ولی سخته که موسیقی رو پیدا کنیم که مارو به آرامش و تعادل فکری و ذهنی برسونه .

اگه دوست دارین امتحان کنین مثلا صفحه ویندوزتونو نگاه کنین همون عکسی که وقتی ویندوزو عوض می کنین هست ( منظره خیلی قشنگی که سبزه و تپه داره )

خوب به اون عکس نگاه کنین :

 یه تپه میبینین نه ؟ فرض کنین که می خواین برین پشت اون تپه خوب حالا به این سوالهای من خوب فکر کنین و خواهشا عمل کنین اون کاری رو که میگم انجام بدین :

یک بار بدون موسیقی به اون عکس نگاه کنین چه حسی دارین ؟ وقتی که به این عکس بدون موسیقی نگاه می کنین تجسم می کنین که وقتی به اون طرف تپه می رسین چیزی هست که تو فکرتون بوده بدون اینکه تو این راه حسی به شما تلقین بشه و شما تمرکزتون روی توانایی هاتون جمع میشه وبه هدفی که دارین فکر می کنین یعنی انتظار ندارین که حادثه عجیبی در اون طرف تپه رخ بده میدونین چرا ؟

چونکه شما تو این راه با موسیقی طبیعت همراه بودین و پازل ذهنتون کامل بوده و با آرامش و تعادل ذهنی این راه رو طی کردین و به هدفتون فکر کردین و تمرکز داشتین رو هدفتون .

حالا یه آهنگی بزارین که دوست دارین . اگه دقت کنین هر آهنگی که بزارین یه حسی رو تو این راه به شما تلقین میکنه و حس کاذب و به شما انتظارات بیهوده میده  مخصوصا اینکه آهنگ با کلامی گوش بدین چون با شعرش خودبخود قسمتی از ذهنتونو درگیر میکنه.

خوب حالا شما دوست دارین با کدوم حالت برین به اون طرف تپه ؟

خوب مسلما اون چیزی که شما دوست دارین اتفاق نمی افته بلکه هر چیزی که اتفاق بیفته شما ازش بی خبرین پس بهتره که تو این راه با آرامش و تعادل ذهنی و فکری برین جلو و به هدفتون فکر کنین و برای رسیدن به هدفتون تلاش کنین (و انتظارنداشته باشین که اون چیزی که دوست دارین اتفاق بیفته ولی تلاشتونو بکنین ) نه با حسهای کاذبی که به خودتون میدین چون اینطوری کمتر دچار بحران فکری می شین .

میدونین من تو این چندین سالی که موسیقی گوش دادم به این نتیجه رسیدم که :

موسیقی انسان رو ضعیف میکنه و انسان رو برده ی خودش میکنه.

شما وقتی احساس ناراحتی دارین و آهنگی انتخاب می کنین برای گوش دادن فکر کنین که موسیقی در اختیار شماست ولی اشتباه میکنین چون شما در اختیار موسیقی هستین میدونین چرا ؟

موسیقی رو یه غول چراغ جادو فرض کنین چون اون چیزی رو که دوست دارین بهش میگین و اون هم به شما همون چیز رو میده شما احساس می کنین با این کار اون چیزی رو که دوست داشتین بدست اوردین ولی اشتباه می کنین میدونین چرا ؟


چون اون غول چراغ جادو نذاشت که شما با کمک ذهنتون و قدرت درونی خودتون خودتونو به حس تعادل و آرامش برسونین اون با این کار شمارو برده ی خودش کرد

چون شما به اون نیاز دارین نه اون به شما .

امیدوارم که مثال خوبی زده باشم تا منظورمو بهتون بگم .

سعی کنیم تو زندگی همیشه پازل ذهنمونو کامل کنیم نه اینکه قسمتهایی که مرتب هستند رو بهم بریزیم .

برده ی موسیقی نباشیم هیچ چیزی لذت بخش تر از آرامش فکری و ذهنی نیست . و وقتی میتونیم در مورد موضوعی  درست تصمیم بگیریم که آرامش ذهنی و فکری داشته باشیم .

موسیقی رو برده ی خودمون کنین تا به آرامش ذهنی و فکری برسیم نه اینکه مارو از حالت تعادل خارج کنه مهمترین مسئله تعادل فکرمونه .

موسیقی رو گوش کنیم که ما رو به آرامش فکری و ذهنی برسونه تا بتونیم درست تصمیم بگیریم.

دوست دارم این مسئله رو بگم نمی خوام تعصب خاصی داشته باشم نسبت به دینم ولی اینو مطمئنم که

دین اسلام همیشه به فکر آرامش منه .

 

ازتون ممنونم که وقتتونو گذاشتین و مطلب منو خوندین خوشحال میشم نظرتونو بدونم  .

با تشکر محمد  M.D

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 1:12  توسط محمد دماوندی نیا | 

سلام به شما عزیزان ممنونم که به وبلاگم که متعلق به خودتونه سر زدین خواستم دعای کمیل رو براتون بزرام تا از این دعای خیلی خیلی زیبا استفاده کنیم . دوست دارم این دعا حتی برای ۱ بار هم شده تو عمرتون بخونین چون خیلی زیباست.

التماس دعا

مشهور است که دعای کمیل، آن دعایی است که جبرائیل به خضر آموخت پس امیرالمومنین بعد از رسول الله صل الله علیه و آله و سلم حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام  آن دعا را به «کمیل بن زیاد نخعی» که از خواصّ وی بود تعلیم داد.

این دعا از جمله عاشقانه ترین ادعیه است. این دعا در شبهای نیمهٔ شعبان و در هر شب جمعه خوانده می‌شود. و به اعتقاد شیعیان برای راحت بودن از شرّ دشمنان و گشایش روزی و آمرزش گناهان سودمند است.

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم  

 بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ
وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَ خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ وَ ذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيْ‏ءٍ
وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيْ‏ءٍ

خدايا از تو درخواست ميكنم بآن رحمتو بنالم به آستانت مانند عزيز گم كردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم كه اى ياور اهل ايمان
و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فريادرس‏فرياد خواهان
و اى دوست دلهاى راستگويان و اى يكتا خداى عالميان  بى‏انتهايت كه همه موجودات را فراگرفته است
و بتوانايى بى‏حدت كه بر هر چيز مسلط و قاهر است و همه اشياء خاضع و مطيع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذليل و زبون است
و به مقام جبروت و بزرگيت كه همه قدرتها برابر او مغلوب است

وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي لاَ يَقُومُ لَهَا شَيْ‏ءٌ
وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلَأَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ
وَ بِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلاَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ

و به عزت و اقتدارت كه هر مقتدرى از مقاومتش عاجز است
و به عظمت و بزرگيت كه سراسر عالم را مشحون كرده است
و به سلطنت و پادشاهيت كه بر تمام قواى عالم برترى دارد

وَ بِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيْ‏ءٍ
وَ بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ (غَلَبَتْ) أَرْكَانَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ
وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ

و بذات پاكت كه پس از فناى همه موجودات باقى ابدى است
و بنامهاى مباركت كه در همه اركان عالم هستى تجلى كرده است
و به علم ازليت كه بر تمام موجودات محيط است

 وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ
يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ‏

و به نور تجلى ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است
اى نور حقيقى و اى منزه از توصيف اى پيش از همه سلسله و بعد از همه موجودات پسين

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ‏
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ‏
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ‏

خدايا ببخش آن گناهانى را كه پرده عصمتم را مى‏درد
خدايا ببخش آن گناهانى را كه بر من كيفر عذاب نازل مى‏كند
خدايا ببخش آن گناهانى را كه در نعمتت را به روى من مى‏بندد

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا

خدايا ببخش آن گناهانى را كه مانع قبول دعاهايم مى‏شود
خدايا ببخش آن گناهانى را كه بر من بلا مى‏فرستد
خدايا هر گناهى كه مرتكب شده‏ام و هر خطايى از من سر زده همه را ببخش

اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَى نَفْسِكَ‏
وَ أَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِي مِنْ قُرْبِكَ وَ أَنْ تُوزِعَنِي شُكْرَكَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ‏

اى خدا من به ياد تو بسوى تو تقرب مى‏جويم و تو را سوى تو شفيع مى‏آورم
و از درگاه جود و كرمت مسئلت مى‏كنم كه مرا به مقام قرب خود نزديك سازى و شكر و سپاست را به من بياموزى و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كنى

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ‏
أَنْ تُسَامِحَنِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تَجْعَلَنِي بِقِسْمِكَ رَاضِياً قَانِعاً وَ فِي جَمِيعِ الْأَحْوَالِ مُتَوَاضِعاً

خدايا از تو مسئلت مى‏كنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسكنت
كه كار بر من آسان گيرى و به حالم ترحم كنى و مرا به قسمت مقدر خود خوشنودو قانع سازى و در هر حال مرا متواضع گردانى

اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ أَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ وَ عَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ‏

خدايا من از تو مانند سائلى در خواست مى‏كنم كه در شدت فقر و بيچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختيهاى عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدى كه حضور توست باشد

اللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَ عَلاَ مَكَانُكَ وَ خَفِيَ مَكْرُكَ‏
وَ ظَهَرَ أَمْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لاَ يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ‏

اى خدا پادشاهى تو بسيار با عظمت است و مقامت بسى بلند است و مكر و تدبيرت در امور پنهان است
و فرمانت در جهان هويداست و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسى از قلمرو حكمت فرار نتواند كرد

اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً وَ لاَ لِشَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً

خدايا من كسى كه گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاى بدم (از لطف و كرم) به كار نيك بدل كند جز تو كسى نمى‏يابم (كه خدا اين تواند)

غَيْرَكَ‏ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَ بِحَمْدِكَ ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي‏
وَ سَكَنْتُ إِلَى قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَ مَنِّكَ عَلَيَ‏

خدايى جز تو نيست اى ذات پاك و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دليرى كردم به نادانى خود
و خاطرم آسوده به اين بود كه هميشه مرا ياد كردى و بر من لطف و احسان فرمودى

اللَّهُمَّ مَوْلاَيَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ‏
وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ (أَمَلْتَهُ) وَ كَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ‏
وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ‏

اى خدا اى مولاى من چه بسيار كارهاى زشتم مستور كردى
و چه بسيار بلاهاى سخت از من بگردانيدى و چه بسيار از لغزشها كه مرا نگاه داشتى
و چه بسيار ناپسندها كه از من دور كردى و چه بسيار ثناى نيكو كه من لايق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى

اللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِي وَ أَفْرَطَ بِي سُوءُ حَالِي وَ قَصُرَتْ (قَصَّرَتْ) بِي أَعْمَالِي‏
وَ قَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي وَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي (آمَالِي)
وَ خَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِي بِجِنَايَتِهَا (بِخِيَانَتِهَا) وَ مِطَالِي‏

اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسيار ناخوش و اعمالى نارسا
و زنجيرهاى علايق مرا در بند كشيده و آرزوهاى دور و دراز دنيوى از هر سودى مرا باز داشته
و دنيا به خدعه و غرور و نفس به جنايت مرا فريب داده است

يَا سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لاَ يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَ فِعَالِي‏
وَ لاَ تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي وَ لاَ تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي‏

اى خداى بزرگ و سيد من به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و افعال زشت من دعاى مرا از اجابتت منع نكند
و به قبايح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهى مرا مفتضح و رسوا نگردانى و بر آنچه از اعمال بد و ناشايسته‏در خلوت بجا آورده‏ام

مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي وَ دَوَامِ تَفْرِيطِي وَ جَهَالَتِي وَ كَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَ غَفْلَتِي‏ وَ كُنِ

و تقصير و نادانى و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده‏ام (كرم كن و) زودم به عقوبت مگير

اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ (فِي الْأَحْوَالِ كُلِّهَا) رَءُوفاً وَ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً
إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَ النَّظَرَ فِي أَمْرِي‏

اى خدا به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جميع امور مهربانى كن
اى خدا اى پروردگار جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه كند

إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي‏

اى خدا اى مولاى من تو بر من حكم و دستورى مقرر فرمودى و من در آن به نافرمانى پيرو هواى نفس گرديدم

وَ لَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَ أَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ الْقَضَاءُ
فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ (مِنْ نَقْضِ) حُدُودِكَ وَ خَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ‏

و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شيطان) كه معصيتها را در نظرم جلوه‏گر ساخته و فريبم داد خود را حفظ نكردم و قضاى آسمانى نيز مساعدت كرد
تا آنكه من در اين رفتار از بعض حدود و احكامت قدم بيرون نهادم و در بعضى اوامرت راه مخالفت پيمودم

فَلَكَ الْحَمْدُ (الْحُجَّةُ) عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ وَ لاَ حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَى عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَ بَلاَؤُكَ‏ وَ قَدْ أَتَيْتُكَ

حال در تمام اين امور تو را ستايش مى‏كنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هيچ حجتى نخواهد بود با آنكه در او قضاى تو بوده و حكم (تكوينى) و امتحان و آزمايش تو مرا بر آن ملزم ساخته
و با اين حال

يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي مُعْتَذِراً نَادِماً
مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لاَ أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّي وَ لاَ مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِي أَمْرِي‏

بار خدايا به درگاهت پس از تقصير و ستم بر نفس خود باز آمده‏ام با عذر خواهى و پشيمانى
و شكسته دلى و تقاضاى عفو و آمرزش و توبه و زارى و تصديق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه كردم مفرى دارم و نه جايى كه براى اصلاح كارم بدانجا روى كنم و پناه برم

غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي وَ إِدْخَالِكَ إِيَّايَ فِي سَعَةِ (سَعَةٍ مِنْ) رَحْمَتِكَ‏

مگر آنكه تو باز عذرم بپذيرى و مرا در پناه رحمت بى‏منتهايت داخل كنى

اللَّهُمَّ (إِلَهِي) فَاقْبَلْ عُذْرِي وَ ارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي وَ فُكَّنِي مِنْ شَدِّ وَثَاقِي‏
يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَ رِقَّةَ جِلْدِي وَ دِقَّةَ عَظْمِي‏
يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَ ذِكْرِي وَ تَرْبِيَتِي وَ بِرِّي وَ تَغْذِيَتِي هَبْنِي لاِبْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَ سَالِفِ بِرِّكَ بِي‏

اى خدا عذرم بپذير و بر اين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهايى بخش
اى پروردگار من بر تن ضعيف و پوست رقيق و استخوان بى‏طاقتم ترحم كن
اى خدايى كه در اول به خلعت وجودم سرافراز كردى و به لطف ياد فرمودى و به تربيت‏و نيكى پرورش دادى و بغذا عنايت داشتى اينك بهمان سابقه كرم و احسانى كه از اين پيش با من بودت بر من ببخش

يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ رَبِّي أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ‏
وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِنْ مَعْرِفَتِكَ‏
وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ‏

ى خداى من اى سيد و مولاى من آيا باور كنم كه مرا در آتش مى‏سوزانى با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم
و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گرديد
و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبت استوار گرديد

وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَ دُعَائِي خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ‏
هَيْهَاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ أَوْ تُبْعِدَ (تُبَعِّدَ) مَنْ أَدْنَيْتَهُ‏
أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلاَءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَهُ‏

و بعد از آنكه از روى صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيتت اعتراف كردم
بسيار دور است كه تو كريمترى از اينكه از نظر بياندازى كسى را كه پرورش داده‏اى آن را يا آنكه دور كنى كسى را كه نزد خود كشيده
يا برانى آنكه را كه به او جا داده‏اى يا بسپارى بسوى بلاء آنكه را كه به او كفايت كرده‏اى و رحم نموده‏اى

وَ لَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَ إِلَهِي وَ مَوْلاَيَ أَ تُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً
وَ عَلَى أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مَادِحَةً

و اى كاش اى خداى من و سيد و مولاى من بدانستمى كه تو آتش قهرت را مسلط مى‏كنى بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نهاده‏اند
يا بر آن زبانها كه از روى حقيقت و راستى ناطق به توحيد تو و گويا به حمد و سپاس تواند

وَ عَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً وَ عَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً
وَ عَلَى جَوَارِحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً وَ أَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً

يا بر آن دلها كه از روى صدق و يقين به خدايى تو معترفند يا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشعند
يا بر آن اعضايى كه مشتاقانه به مكانهاى عبادت و جايگاه طاعتت مى‏شتابند و به اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مى‏طلبند

مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ يَا رَبِ‏
وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاَءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا

و هيچكس به تو اين گمان نمى‏برد و چنين خبرى از تو اى خداى با فضل و كرم به ما بندگان نرسيده
در صورتى كه تو خود بى‏طاقتيم را بر اندك رنج و عذاب دنيا و آلامش مى‏دانى

وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاَءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ‏
فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلاَءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ (حُلُولِ) وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا
وَ هُوَ بَلاَءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ وَ لاَ يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ‏

و آنچه جارى شود در آن از بد آمدنى‏هاى آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنيا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچيز است و مدتش كوتاه است
پس من چگونه طاقت آرم و عذاب‏عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل كنم
و حال آنكه مدت آن عذاب طولانى است و زيست در آن هميشگى است و هيچ بر اهل عذاب در آنجا تخفيفى نيست

لِأَنَّهُ لاَ يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ‏
وَ هَذَا مَا لاَ تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ‏
يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي (بِي) وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏

چندان كه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست
كه هيچكس از اهل آسمان و زمين تاب و طاقت آن ندارد
اى سيد من پس من بنده ناتوان ذليل و حقير و فقير و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم

يَا إِلَهِي وَ رَبِّي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو وَ لِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَ أَبْكِي‏
لِأَلِيمِ الْعَذَابِ وَ شِدَّتِهِ أَمْ لِطُولِ الْبَلاَءِ وَ مُدَّتِهِ


اى خداى من اى پروردگار من و سيد و مولاى من از كدامين سختيهاى امورم بسويت شكايت كنم و از كدام يك به درگاهت بنالم و گريه كنم
از دردناكى عذاب آخرت بنالم يا از طول مدت آن بلاى سخت زارى كنم

فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَهْلِ بَلاَئِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَ أَوْلِيَائِكَ‏
فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ‏

پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى و با اهل عذابت همراه كنى و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى
در آن حال گيرم كه بر آتش عذاب تو اى خداى من و سيد و مولاى من و پروردگار من صبورى كنم چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد

وَ هَبْنِي (يَا إِلَهِي) صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ‏
أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَ رَجَائِي عَفْوُكَ‏

و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد
يا چگونه در آتش دوزخ آرام گيرم با اين اميدوارى كه به عفو و رحمت بى‏منتهايت دارم

فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ أُقْسِمُ صَادِقاً لَئِنْ تَرَكْتَنِي نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الْآمِلِينَ (الْآلِمِينَ)
وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ‏

بارى به عزتت اى سيد و مولاى من به راستى سوگند مى‏خورم كه اگر مرا با زبان گويا (به دوزخ) گذارى من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همى كنم
و بسى فرياد مى‏زنم بسويت مانند شيون گريه كنندگان


وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ وَ لَأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ‏
يَا غَايَةَ آمَالِ الْعَارِفِينَ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ وَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ‏


و بنالم به آستانت مانند عزيز گم كردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم كه اى ياور اهل ايمان
و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فريادرس‏فرياد خواهان
و اى دوست دلهاى راستگويان و اى يكتا خداى عالميان 

أَ فَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَ بِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ (يُسْجَنُ) فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ‏
وَ ذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ وَ حُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَ جَرِيرَتِهِ‏

آيا درباره تو اى خداى پاك و منزه و ستوده صفات گمان مى‏توان كرد كه بشنوى در آتش فرياد بنده مسلمى را كه به نافرمانى در دوزخ زندانى شده
و سختى عذابت را به كيفر گناه مى‏چشد و ميان طبقات جهنم به جرم و عصيان محبوس گرديده 

وَ هُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ وَ يُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ وَ يَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ‏

و ضجه و ناله‏اش با چشم انتظار و اميدوارى به رحمت بى‏منتهايت بسوى تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مى‏خواند و به ربوبيتت متوسل مى‏شود 

يَا مَوْلاَيَ فَكَيْفَ يَبْقَى فِي الْعَذَابِ وَ هُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ‏

باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتى كه به سابقه حلم نامنتهايت چشم دارد 

أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَ هُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ‏
أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَ أَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَ تَرَى مَكَانَهُ‏
أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ‏

يا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت اميدوار است
يا چگونه شراره‏هاى آتش او را بسوزاند با آنكه تو خداى كريم ناله‏اش را مى‏شنوى و مى‏بينى مكانش را
يا چگونه شعله‏هاى دوزخ بر او احاطه كند با آنكه ضعف و بى‏طاقتيش را مى‏دانى

أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ‏
أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَ هُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهْ‏
أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ (فَتَتْرُكَهُ) فِيهَا

يا چگونه به خود بپيچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنكه تو به صدق (دعاى) او آگاهى
يا چگونه مأموران دوزخ او را زجر كنند با آنكه به صداى يا رب يا رب تو را مى‏خواند
يا چگونه به فضل تو اميد آزادى از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذارى 

هَيْهَاتَ مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ وَ لاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ‏
وَ لاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَ إِحْسَانِكَ‏

هيهات كه هرگز چنين معروف نباشد و اين گمان نرود
و به رفتار با بندگان موحدت كه همه احسان و عطا بوده اين معامله شباهت ندارد 

فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ‏
لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلاَماً

پس من به يقين قاطع مى‏دانم كه اگر تو بر منكران خداييت حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى
محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏كردى 

وَ مَا كَانَ (كَانَتْ) لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لاَ مُقَاماً (مَقَاماً)
لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ‏

و هيچكس را در آتش جاى و منزل نمى‏دادى
و ليكن تو اى خدانامهاى مباركت مقدس است و قسم ياد كرده‏اى كه دوزخ را از جميع كافران

مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ‏
وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً أَ فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ يَسْتَوُونَ‏

جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب
و تو را ستايش بى‏حد سزاست كه با وجود آنكه خويش را ثنا گفتى و بهمه انعام نمودى در كتاب خود فرمودى آيا (در آخرت) اهل ايمان با فاسقان يكسانند هرگز يكسان نيستند 

 

إِلَهِي وَ سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا
وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَ حَكَمْتَهَا وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا

اى خداى من و سيد من از تو درخواست مى‏كنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلى) كه مقدرات عالم بدان كردى
و به مقام قضاى مبرم كه بر هر كه فرستادى غالب و قاهر شدى 

أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ‏
وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ‏

كه مرا ببخشى و در گذرى در همين شب و همين ساعت هر جرمى و هر گناهى كه كرده‏ام
و هر كار زشتى پنهان داشته‏ام و هر عملى (مستور و عيان) آشكار يا پنهان به جهالت مرتكب شده‏ام 


وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي‏
وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِنْ وَرَائِهِمْ‏

و هر بد كارى كه فرشتگان عالم پاك را مأمور نگارش آن نموده‏اى كه آن فرشتگان را به حفظ هر چه كرده‏ام موكل ساختى
و شاهد اعمالم با جوارح و اعضاى من گردانيدى و فوق آن فرشتگان تو خود مراقب من 

وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ‏
وَ أَنْ تُوَفِّرَ حَظِّي مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ (تُنْزِلُهُ) أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَهُ (تُفَضِّلُهُ)

و شاهد و ناظر بر آن اعمال من كه از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته‏اى همه را ببخشى
و نيز درخواست مى‏كنم كه مرا حظ وافر بخشى از هر خيرى كه مى‏فرستى و هر احسانى كه مى‏افزايى 

أَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ (تَنْشُرُهُ) أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ (تَبْسُطُهُ) أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ‏
يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ مَالِكَ رِقِّي يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي‏

و هر نيكويى كه منتشر مى‏سازى و هر رزق و روزى كه وسيع مى‏گردانى و هر گنه كه مى‏بخشى و هر خطا كه بر آن پرده مى‏كشى اى رب من اى رب من اى رب من
اى خداى من اى سيد و مولاى من اى كسى كه زمام اختيارم به دست اوست

يَا عَلِيماً بِضُرِّي (بِفَقْرِي) وَ مَسْكَنَتِي يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَ فَاقَتِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ‏
أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَ أَسْمَائِكَ‏

اى واقف از حال زار و ناتوانم اى آگه از بينوايى و وضع پريشانم اى آگاه به احتياجم و بى‏چيزيم اى رب من اى رب من اى رب من
از تو درخواست مى‏كنم به حق حقيقتت و به ذات مقدست و بزرگترين صفات و اسماء مباركت 

أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ (فِي) اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً

كه اوقات مرا در شب و روز به ياد خود معمور گردانى و پيوسته به خدمت بندگيت بگذرانى و اعمالم را مقبول حضرتت فرمايى 

حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي (إِرَادَتِي) كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً
يَا سَيِّدِي يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِي يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَالِي يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِ‏

تا كردار و گفتارم همه يك جهت و خالص براى تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد
اى سيد من اى كسى كه تمام اعتماد و توكلم بر اوست و شكايت از احوال پريشانم به حضرت اوست اى رب من. . . 

قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي‏
وَ هَبْ لِيَ الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ وَ الدَّوَامَ فِي الاِتِّصَالِ بِخِدْمَتِكَ‏

(لطفى كن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگيت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده
و اركان وجودم را به خوف و خشيت سخت بنيان ساز و پيوسته به خدمت در حضرتت بدار 

حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ (الْمُبَادِرِينَ)
وَ أَشْتَاقَ إِلَى قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ‏

تا آنكه من در ميدان طاعتت بر همه پيشينيان سبقت گيرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آيم
و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزديك گردم

 
وَ أَخَافَكَ مَخَافَةَ الْمُوقِنِينَ وَ أَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ‏
اللَّهُمَّ وَ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ وَ مَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ‏

و بترسم از تو مانند ترسيدن يقين كنندگان و با اهل ايمان در جوار رحمتت همنشين باشم
خدايا و هر كه با من بد انديشد تو مجازاتش كن و هر كه مكر ورزد به كيفرش برسان

 وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ‏
وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَإِنَّهُ لاَ يُنَالُ ذَلِكَ إِلاَّ بِفَضْلِكَ وَ جُدْ لِي بِجُودِكَ‏

و مرا بلطف و رحمتت نصيب بهترين بندگانت عطا كن و مقام مقربترين
و مخصوصترين خاصان حضرتت كرامت فرما كه هيچكس جز به فضل و رحمتت اين مقام نخواهد يافت و باز جود و بخشش بى‏عوضت از من دريغ مدار

وَ اعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ وَ احْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ‏
وَ اجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجاً وَ قَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً

بزرگى و مهربانى كن و مرا به رحمت واسعه‏ات از شر دو عالم محفوظ بدار
و زبانم را به ذكر خود گويا ساز و دلم را از عشق و محبت بى‏تاب گردان

وَ مُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي وَ اغْفِرْ زَلَّتِي‏
فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجَابَةَ

و بر من منت گذار و دعايم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطايم ببخش
كه تو خود به بندگان‏از لطف دستور عبادت دادى و امر به دعا فرمودى و اجابت را ضمانت كردى

فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِي‏
فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِي دُعَائِي وَ بَلِّغْنِي مُنَايَ وَ لاَ تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِي‏

اينك من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز كردم
پس به عزت و جلالت قسم كه دعايم مستجاب گردان و مرا به آرزويم (كه وصال توست) برسان و اميدم را به فضل و كرمت نااميد مگردان

وَ اكْفِنِي شَرَّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي‏
يَا سَرِيعَ الرِّضَا اغْفِرْ لِمَنْ لاَ يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ

و از شر دشمنانم از جن و انس كفايت فرما
اى كه از بندگانت بسيار زود راضى ميشوى ببخش بر بنده‏اى كه بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالك چيزى نيست

فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفَاءٌ وَ طَاعَتُهُ غِنًى‏
ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ وَ سِلاَحُهُ الْبُكَاءُ

كه تو هر چه بخواهى ميكنى اى كه نامت دواى دردمندان و يادت شفاى بيماران است و طاعتت بى‏نيازى از هر چه در جهان
ترحم كن به كسى كه سرمايه‏اش اميد به توست و اسلحه‏اش گريه است

يَا سَابِغَ النِّعَمِ يَا دَافِعَ النِّقَمِ يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ يَا عَالِماً لاَ يُعَلَّمُ‏
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ‏

اى بخشنده كاملترين نعمت اى دفع كننده هر بلاء و مصيبت اى نور دلهاى وحشت زده در ظلمات (فراق) اى داناى علم ازل تا ابد بى‏آموختن
درود فرست بر محمد (صل الله علیه و آله و سلم ) و آل محمد (علیهم السلام ) و با من آن كن كه لايق حضرت توست

وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَيَامِينِ مِنْ آلِهِ (أَهْلِهِ) وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً (كَثِيراً)

و درود و رحمت خدا بر رسول گراميش و امامان با بركات از اهل بيتش و سلام و تحيت بسيار بر آن بزرگواران باد.

التماس دعا .

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 2:20  توسط محمد دماوندی نیا | 
يك عشق عروج است و رسيدن به كمال ،

 يك عشق غوغاي دروناست وتمناي وصال ،

 يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم ،

يك عشق خيال است و....خيالاست و....خيال

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:30  توسط محمد دماوندی نیا | 

امام صادق (علیه السلام ) فرمودند :

دخترها حسنه و پسرها مانند نعمت هستند

خداوند بر حسنه ثواب می دهد ولی از نعمتها سؤال می شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:22  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست,

شايد آن خنده كه امروز دريغش كردي،

آخرين فرصت همراهي ماست

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:20  توسط محمد دماوندی نیا | 

انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست ، انتخاب با خودته !

تا ابد دور خودت بچرخی يا تا بی نهايت ادامه بدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:17  توسط محمد دماوندی نیا | 
کاش قبل ار آنکه عبرت آیندگان شویم... از گذشتگان پند بگیریم.
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 0:53  توسط محمد دماوندی نیا | 

بدانید که نیازهای مردم بسوی شما از نعمتهای خداوند است .

سید الشهدا امام حسین علیه السلام

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:47  توسط محمد دماوندی نیا | 

آیا جز او کسی هست که دعای بیچاره و درمانده را اجابت کند و عذاب را برطرف سازد .

( سوره نمل آیه ۶۲ )

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:36  توسط محمد دماوندی نیا | 

[ ای رسول من ] بگو اگر به سوی خدا متوجه نشوید و دعا نکنید ، پروردگارم به شما اعتنا نخواهد کرد .

( سوره فرقان آیه ۷۷ )

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:35  توسط محمد دماوندی نیا | 

هنگامیکه بندگانم راجع به من از تو بپرسند ، [ بگو ] البته که من به آنها نزدیکم کسی را که مرا بخواند اجابت می کنم .

سوره بقره آیه ۱۸۶ )

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:32  توسط محمد دماوندی نیا | 

برای خدا نامهای نیکی است ، پس او را بوسیله آنها بخوانید و دعا کنید

 ( سوره اعراف آیه ۱۸۰ )

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:30  توسط محمد دماوندی نیا | 

خدای خود را با گریه و زاری در خلوت بخوانید ، چه آنکه خدا تجاوزکاران را دوست ندارد

( سوره اعراف آیه ۵۵ )

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:28  توسط محمد دماوندی نیا | 

برترین ایمان این است که بدانی خداوند همه جا با توست

حضرت رسول اکرم(صل الله علیه و آله و سلم )

سجده ی شکربرهرمسلمانی واجب است با آن نمازت را کامل وپروردگارت راخشنود می سازی وفرشتگان را به شگفتی می آوری

 امام صادق(علیه السلام ) :

تسبیحات فاطمه زهرا( سلام الله علیها ) درهر روز پس ازهرنماز نزد من محبوب تر ازهزار رکعت نماز در هرروز است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:41  توسط محمد دماوندی نیا | 

آنچه پیش می آید مهم نیست ، واکنش ها نسبت به آن مهم است.

لوییز هی

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:38  توسط محمد دماوندی نیا | 

وقتي از همه جا نا اميد شدي برو توي کوه فرياد بزن که آيا هنوز اميد هست ؟؟؟؟؟

آن موقع خواهي شنيد که :

 

 هست.....هست..... هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 17:37  توسط محمد دماوندی نیا | 

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

 

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.

 

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن

است.

 

( تحف العقول ، صفحه ۴۴۸ )

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 6:44  توسط محمد دماوندی نیا | 

با سلام خدمت شما ولادت با سعادت رسول خدا رحمت للعالمین

پدر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاوبرادر امیرالمومنین بعد از رسول الله امام علی بن ابیطالب علیه السلام و سرور همگی ما در دو عالم

***حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم***

 و ولادت باسعادت امام عزیزمان پسرحضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رئیس مذهب شیعه امام بزرگوارمان

*** امام جعفر صادق علیه السلام ***

را به محمد و آل محمد صل الله علیه و آله وسلم

و همگی دوستداران آن بزرگواران تبریک عرض می کنم برای شادی آن بزرگواران صلواتی بفرستیم ممنونم .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 20:14  توسط محمد دماوندی نیا | 

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

 بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

برحمتک یا ارحم الراحمین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 0:51  توسط محمد دماوندی نیا | 

معلى بن خنيس از امام صادق (علیه السلام ) نقل مى كند كه فرمودند :

همانا نوروز، همان روزى است كه

 پيامبر(صل الله علیه و آله و سلم ) براى على(علیه السلام )در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست

و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد، پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد.

 و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم، براى اين كه نوروز از ايام ماست، ايرانيان آن را حفظ كرده اند، و شما(عرب ها) آن را ضايع كرده‏ايد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 7:57  توسط محمد دماوندی نیا | 

روايت شده از نبى اكرم(صل الله علیه و آله و سلم ) كه فرمودند :

براى على(علیه السلام) هفده اسم است.

پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟

 پس پيامبر(صل الله علیه و آله و سلم ) فرمود:

 اسم او نزد عرب ***على ***

 و نزد مادرش *حيدره * و در تورات  *اليا *و در انجيل *بريا* و در زبور *قريا* و نزد روم *بظرسيا* و نزد فرس * نيروز* و نزد عجم * شميا * و نزد ديلم *فريقيا * و نزد كرور * شيعيا* و نزد زنج * حيم * و نزد حبشه * تبير* و نزد ترك  *حميرا* و نزد ارمن *كركر* و نزد مومنين *سحاب* و نزد كافرين * مرگ سرخ * و نزد مسلمين *وعد * و نزد منافقين *وعيد* و نزد من *** طاهر مطهر*** است

و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل .

یا علی ارواحنا فداه

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 7:3  توسط محمد دماوندی نیا | 

حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام فرمودند :

 اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده، و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است.

و آن روزيست كه كشتى نوح(علیه السلام ) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد.

 و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(صل الله علیه و آله و سلم) نازل گرديد.

و آن همان روزيست كه ابراهيم(علیه السلام ) بتهاى قوم خود را شكست.

و آن همان روزيست كه

 رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) اميرالمومنين على(علیه السلام ) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد .

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 6:43  توسط محمد دماوندی نیا | 

قال النبي(صل الله علیه و آله و سلم) : لجبريل! عظني فقال! يا محمد عش ماشئت فانك ميت، واحبب ماشئت فانك مفارقه، و اعمل ما شئت فانك ملاقيه.

پيامبر(صل الله علیه و آله و سلم) به جبرئيل :

مرا موعظه كن. جبرئيل : اي محمد! هرگونه مي خواهي زندگي كن كه سرانجام خواهي مرد، و هرچه خواهي دوست داشته باش كه سرانجام از آن جدا خواهي شد، و هر كاري خواهي بكن كه سرانجام (نتيجه آن را) خواهي ديد.

 خصال، ج2، ص7

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 6:29  توسط محمد دماوندی نیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام خداوند بخشنده و مهربان .

با عرض سلام خدمت شما خوبان
ممنونم که وقتتونو گذاشتین تا متنای وبلاگ منو بخونین از لطفتون ممنونم امیدوارم که از متنا خوشتون بیاد البته همه ی این متنا رو من نگفتم تعداد خیلی کمی از این متنها نوشته ی منه ولی همین جا از کسانی که این متنارو نوشتن کمال تشکر را دارم ممنون میشم که نظرتونو در مورد متنا بدین ممنون و اگه مایل بودین به id من آف بذارین بازم از شما ممنونم .
با تشکر محمد دماوندی نیا

m1985_damavandinia

www.damavandinia.m@gamil.com

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
خرداد 1384
نویسندگان
محمد دماوندی نیا
محمد دماوندی نیا
پیوندها
ادبی
دعای کمیل
دعای توسل
زیارت عاشورا
حدیث شریف کساء
دعای عهد
موسیقی
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
گفته های m.d
علی علیه السلام کیست ؟
مطالبی مهم در مورد شیعه و سنی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

#FFFFFF