![]() |
![]() |
|
| ادبی |
|
هر کس بر مصيبتهاي اين دختر(زينب دختر امام علی علیه السلام )بگريد همانند کسي است که بر برادرانش وفيات الائمة ص 431 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:36 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
(کافی/ج3/باب صله رحم/ص221/ح4) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:31 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
دكتر علي شريعتي : |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:23 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
با سلام خدمت شما عزیزان پسر صبور شاهد عینی کربلا شاهد عینی ظلم و ستم به
را به امام حاضرمان امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام و همگی دوستداران آن عزیزان تسلیت فراوان عرض میکنم . برای شادی آن عزیزان صلواتی تقدیمشان کنیم .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:17 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 7:0 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 6:59 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
الشيعه، ج 5، ص 282. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:7 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:4 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:1 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 22:58 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
امروز غم انگیزترین روز تاریخ زمین است غروب خورشید عشق وطلوع سپیده ی صبرو استقامت بانوی بزرگواراسلام
و ناله های رباب ازدوری کودک شیر خواره اش غصه های سکینه چشمان گریان دختران
زمین چگونه تاب و توان این همه مصیبت را دارد! آسمان چرا نبارید؟ مگر گریه های علی اصغر علیه السلام را نشنید؟ ملائکه بنگرید عشق انسان را ببینید چگونه جانشان را بی دریغ تقدیم معبود میکنند. حال به کلام خدایتان رسیدید ؟ بنگرید این همه ایثار را . آه از این همه ظلم و ستم.
تسلیت عرض میکنیم ای امام حاضرمان. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:29 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
هم «حیّ علی الفّلاح » او خونین بود هم سجده بی سلاح او خونین بود افسوس که چند ساعتی بعد نماز پیشانی ذوالجناح او خونین بود |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:11 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:9 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
در بحر پاكيزه و طاهر از تباهي باشيم يك عمر اسير نفس بوديم ولي اين ماه بيا "حر رياحي" باشي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:5 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 10:55 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 1:8 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 1:0 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
ائمه ما شيعيان خصوصاٌ
که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا. (مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 0:58 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
ازاحاديث قدسی می باشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 0:53 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 0:42 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
تا که پرسیدم ز خالق عشق چیست در جوابم اینچنین گفت و گریست لیلی ومجنون فقط افسانه ایست عشق بازی کار عباس علیست |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 7:20 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
مرا از کودکي عادت به بوي ياس دادند * کليد دردهايم به دست گفت سائل از چه رو محکم به سينه مي زني* گفتم از آيينه دل گردگيري مي کنم* عاقبت مدفن ما دشت بلا خواهد شد * قبله سوم ما کرب و بلا خواهد شد* برف سهل است اگر سنگ ببارد هر شب* مجلس گرم عزاي تو به پا خواهد شد * |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 7:15 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
از خدا پرسيدم چه چيزي تو را ناراحت ميکند؟ خداوند فرمود: هر وقت بنده اي با من سخن مي گويد چنان به حرفهاي او گوش ميدهم که گويي به جز او بنده ديگري ندارم ولي او چنان سخن ميگويد که انگار من خداي همه هستم الا او |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:18 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:24 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
بهترين برادر تو کسي است که خطايت را فراموش کند و احسان تو را به خودش،به ياد آورد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:21 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوي کربلا تشنه ي عشق حسينم اي اجل مهلت بده تا بگيرم در بغل قبر شهيد کربلا
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 7:48 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
با آب طلا نام با نام خواهید که سربلند و جاوید شوید تا آخرعمرتکیه به ارباب کنید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:55 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
بسیاری افراد زمان زیادی را صرف می کنند تا زندگی خود را بسازند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:32 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
در گذرگاه زمان خيمه شب بازي مرگ با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد عشقها ميميرند رنگها رنگ دگر مي گيرند وفقط خاطره ها با همه تلخي و شيريني خود دست نخورده به جا ميمانند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 13:48 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 13:29 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
گفتمش نقاش رانقشي بکش اززندگي باقلم نقش حبابي برلب دريا کشيد گفتمش تصويري ازليلي ومجنون رابکش عکس حيدر در کنارحضرت زهراکشيد گفتمش برروي کاغذ عشق راتصويرکن دربيابان بلا تصويري از سقاکشيد گفتمش سختي درد وآه گشته حاصلم آهي کشيدوزينب کبري کشيد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:44 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
در آن زمانها، عزاداري گاه سير صعودي و گاه نزولي داشته است؛ مثلاً در زمان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:3 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر كسي كه با دست و زبانش ما را ياري ميكند؛ سپس حضرت مرا در كنار خودش جاي داد و فرمود: اي دعبل! دوست داري شعر بخواني؛ زيرا اين روزها ايام غم و اندوه بر ما
اي دعبل! مرثيه بخوان! تو ياور ما و مرثيهسراي ما هستي، تا زماني كه زندهاي.در اين هنگام دعبل مرثيهسرايي را آغاز كرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 0:0 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
هنگامي كه محرم فراميرسيد، پدرم هرگزبا حالت خنده و تبسم ديده نميشد و ده روز اول محرم به همين شكل بود تا اين كه روز دهم و روز عاشورا فرا ميرسيد و اين روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و ميفرمود: عاشورا روزي است كه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:55 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:49 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:45 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
عزاداري واي بر تو! همانا يعقوب علیه السلام دوازده فرزند داشت، يكي از آنها ناپديد شد و يعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفيد (ونابينا) گرديد، در حالي كه فرزندش يوسف زنده بود! ولي من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بيتم و تعدادي از ياران پدرم را ديدم كه ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟در «المجالسالسنيّة» آمده است كه امام صادق علیه السلام دربارهي جدش ـ فرزند رسول خدا (صل الله علیه و آله )گرسنه شهيد شد، فرزند رسول خدا(صل الله علیه و آله ) تشنه شهيد شد، و همينطور اين كلام را تكرار و گريه ميكرد تا اين كه غذا و آب با اشك چشمش مخلوط ميشد و اين وضعيت همچنان ادامه داشت تا اينكه خداي خويش را ملاقات كرد و به ديدار حق شتافت. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:39 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
اين حسینی که شرف یافته دین از شرفش سرو جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش هدف تیر بلا ساخت علی اصغر خویش تا که سر مشق بگیرد بشر از این هدفش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 23:15 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
پرسيدم از ماه که چرا قامتت خم است آهي کشيد و گفت که ماه محرم است گفتم که چيست محرم؟ با ناله گفت ماه عزاي اشرف اولاد آدم است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 7:48 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 7:35 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 7:27 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 23:7 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
دمى بينديش و با خويشتن بگو كه پادشاهان جهان و جهانمداران كجايند؟ آنان كه خرابيهاى جهان را آباد مىكردند و جويهاى آب حفر مىنمودند و درختان آن را مىكاشتند و شهرهاى آن را آباد مىساختند، به كجا رفتند؟ صاحبان ثروت از ثروت و همه چيز خود با بى ميلى جدا گشتند و ديگران وارث آن گرديدند، ما نيز به زودى به آنان خواهيم پيوست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:35 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:25 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:22 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
روز چهارم ماه محرم الحرام حدیث چهارم
(بحار الانوار، ج 78، ص 119 ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:40 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
بغچه را بياور خودشون نتونستند گره ها رو باز کنن وقتي زينب (سلام الله علیها)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:57 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:51 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
اي شيطان صفتان انسان نما مگر نميدانيد که قيامت فرا ميرسد بنگريد اي عالميان آن روز که وعده داده ست خدا رقيه(س) به آغوش بابا با دلي پر از آه و ناله ميرود اي زمين بنگر اين همه ظلم و ستم به اهل بيت(ع) چگونه ما حسینیان را منتظر مهدي فاطمه ميکند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:45 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:38 توسط محمد دماوندی نیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام خداوند بخشنده و مهربان .
با عرض سلام خدمت شما خوبان ممنونم که وقتتونو گذاشتین تا متنای وبلاگ منو بخونین از لطفتون ممنونم امیدوارم که از متنا خوشتون بیاد البته همه ی این متنا رو من نگفتم تعداد خیلی کمی از این متنها نوشته ی منه ولی همین جا از کسانی که این متنارو نوشتن کمال تشکر را دارم ممنون میشم که نظرتونو در مورد متنا بدین ممنون و اگه مایل بودین به id من آف بذارین بازم از شما ممنونم . با تشکر محمد دماوندی نیا m1985_damavandinia www.damavandinia.m@gamil.com |
| نویسندگان |
|
محمد دماوندی نیا محمد دماوندی نیا |
| پیوندها |
|
ادبی دعای کمیل دعای توسل زیارت عاشورا حدیث شریف کساء دعای عهد موسیقی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گفته های m.d علی علیه السلام کیست ؟ مطالبی مهم در مورد شیعه و سنی |
|
RSS
|