تبليغاتX
شب آبی
ادبی

عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی تو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:0  توسط محمد دماوندی نیا | 

اي سر چشمه ي محبت اي عشق واقعي چگونه ستايشت کنم در حالي که قلبت از محبت بي نياز است چگونه ببوسمت وقتي که عشقت در وجودم جاري ميشود بگزار نامت را تکرار کنم نامت زيباست دلنشين است چه داشته اي که اينگونه مرا تلسم کرده اي من اينگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردي تو هواي دلم را با طراوت کردي زماني که با تو هستم به آسمان به بيکران برواز ميکنم پس بدان دوستت دارم گرچه پايان راه را نميدانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:58  توسط محمد دماوندی نیا | 

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم **شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم** تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم **شايدآبي ترازآنيم كه بي رنگ بميريم **شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم **تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم **شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:56  توسط محمد دماوندی نیا | 

من از خدا خواستم، نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نكني و ببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداري تنهايي. ولي اكنون تو رفته اي ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:51  توسط محمد دماوندی نیا | 

(زنان از راه گوش‌هايشان عاشق مي‌شوند و مردان از طريق چشم‌هايشان).

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:50  توسط محمد دماوندی نیا | 

الهي رايگان آفريدي رايگان روزي دادي رايگان بيامرز که تو خدايي نه بازرگان(خواهشن اين متنو براي اد ليستات بفرست)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:48  توسط محمد دماوندی نیا | 

دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:46  توسط محمد دماوندی نیا | 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:46  توسط محمد دماوندی نیا | 

خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نمي خواهد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:46  توسط محمد دماوندی نیا | 

اگه بي هوا كسي وارد زندگيت شد، بدون كار خدا بوده. اگه بي مهابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد، بدون كار خدا بوده. اگه گريه هات توي خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خرد بشي، بدون تنها محرمت خدا بوده. حالا هم اگه دلت شكسته و بغض تنهايي خفت كرده، شك نكن! تنها مرهمت خداست كه از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشتگير آورده. آخه مي دوني، خدا خيلي تنهــــــاست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:36  توسط محمد دماوندی نیا | 

بهانه چه زيباست در اوج تنهايي دست انساني را گرفتن به بهانه اينکه نگذارم تنها بماند.. چه زيباست در اوج ناميدي انساني او را همراهي کردن به بهانه اميدوار کردنش...... و چه نامردمانه است انساني را دنبال خود کشيدن،عاشق کردنش و در اوج تنهايش رها کردن و گفتن اينکه ديگر تو را نمي خواهم.؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:35  توسط محمد دماوندی نیا | 

ظهورآقا امام زمان(ع) پنج صلوات بفرست، اين پيغام رو براي تمامي اد ليستات بفرست تا شب خبر خوشي بهت مي رسه(کوتاهي نکن يادت نره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:33  توسط محمد دماوندی نیا | 

دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ . دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:20  توسط محمد دماوندی نیا | 

براي تمام دنيا تو فقط يک نفري...ولي کسي هست که تو براي او تمام دنيايي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:19  توسط محمد دماوندی نیا | 

اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:16  توسط محمد دماوندی نیا | 

مي بارد از آسمان برف مي آيد از كوچه ها باد ديگر به پايان رسيده فصلي كه بوي تو مي داد م... و در اين غروب با ياد تو و به ياد تو طلوع را تجسم ميكنم. راستي باران مي يا يد.و من زير باران به يا دت مي ايستم.فقط تو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:15  توسط محمد دماوندی نیا | 

يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:13  توسط محمد دماوندی نیا | 

شرح : روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم به دريا برويم و شنا کنيم، حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتيبه ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيله گر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است ، اما دروغ در لباسحقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:12  توسط محمد دماوندی نیا | 

سلام مي گفتي عاشق باروني اما وقتي بارون مياد روي سرت چتر ميگيري ميگفتي عاشق برفي اماطاقت يه گوله برف را نداري ميگفتي عاشق پرنده هايي اما براحتي اونارو تو قفس مي کني ميگفتي عاشق گلها يي اما خيلي راحت اونارو از شاخه جدا مي کني اونوقت انتظار داري نترسم وقتي ميگي دوست دارم0

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:6  توسط محمد دماوندی نیا | 

وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:3  توسط محمد دماوندی نیا | 

شاخه گلي تقديم به تو كه يادت در فكر عشقت در قلب من، كلامت در ذهن من و عكس و بوي تو در ميان صفحات خاطراتم ماندگار است اي همدم لحظه هاي زيباي زندگي ام حضور آشنايت تكرار نا شدني در زندگي من شد و با تو بودن بهترين دليل شاد بودنم است اي عزيزترينم نوشتم كه بداني به حرمت عشقمان تا ابد با تمام وجود دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:2  توسط محمد دماوندی نیا | 

در زير سنگيني روزهاي جدايي هجوم ديوانه وار واژگان اضطراب لحظه هايم را دو چندان مي كنند و مي نويسند شايد براي آخرين بار ... آري مي گريزم از لحظه هايي كه ديگر تو را به ياد من نمي آورند و پناه مي برم به سكوت سرد تنهايي تا شايد باد سرود مرگبارش را در گوشم زمزمه كند و دست كهنه ي خاك شولاي عريانم را بدرد و ديگر نخواند چكاوك عاشقي كه چند صباحيست گم شده است و مي روم به سرزمين آشناي پاييزي كه در لابلاي سنگفرش هايش برگي باشد نشان عشق و نه براي امروز و نه براي فرداها تو را

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:0  توسط محمد دماوندی نیا | 

کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند سادگي ، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهايمان " يک دم " رعايت مي شدند اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند گاهي از غم مي شود ويران دلم، اي کاش بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:0  توسط محمد دماوندی نیا | 

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 23:59  توسط محمد دماوندی نیا | 

شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 23:57  توسط محمد دماوندی نیا | 

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 23:52  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است زندگي خالي است آن را پر کن. زندگي يک مشکل است با آن روبرو شو. زندگي يک معادله است موازنه کن. زندگي يک معما است آن را حل کن. زندگي يک تجربه است آن را مرور کن. زندگي يک مبارزه است قبول کن و زندگي زيباست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 23:47  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است زندگي خالي است آن را پر کن. زندگي يک مشکل است با آن روبرو شو. زندگي يک معادله است موازنه کن. زندگي يک معما است آن را حل کن. زندگي يک تجربه است آن را مرور کن. زندگي يک مبارزه است قبول کن و زندگي زيباست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 23:47  توسط محمد دماوندی نیا | 

دو چيز را هيچوقت فراموش مكن: اول خدا را دوم مرگ را دو چيز را هميشه فراموش كن : اول به كسي خوبي كردي دوم كسي به تو بدي كرد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:30  توسط محمد دماوندی نیا | 

خدا مهربان است و از دلهایمان با خبر . خدا می داند به چه می اندیشیم و به دنبال چه هستیم پس مطمئن باشیم که اگر در ذهن ، همچون یک فرشته تفکر کنیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:29  توسط محمد دماوندی نیا | 

خواستم براي از دست دادنت اشک بريزم اماديدم تمام اشک هايم رابراي به دست اوردنت ريختم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:29  توسط محمد دماوندی نیا | 

خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:27  توسط محمد دماوندی نیا | 

اولين کسي رو که عاشقش ميشي دلتو ميشکنه و ميره... دومين کسي رو که مياي دوست داشته باشي و از تجربيات قبلي استفاده کني ، دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره... بعدش ديگه هيچي برات مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي. ديگه دوستت دارم براي تو رنگي نداره... واگه يه آدم خوب باهات دوست بشه،تو دلشو ميشکني که انتقام خودتو بگيري،و اون ميره با يکي ديگه...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:26  توسط محمد دماوندی نیا | 

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهم نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:25  توسط محمد دماوندی نیا | 

دوستي را انتخاب كن كه دلش بزرگ باشد تا مجبور نباشي براي جا شدن در دلش خودت را كوچك كني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:23  توسط محمد دماوندی نیا | 

در يک لحظه قدرت داشته باش و کل گذشته رو فراموش کن، بذار باد فراموشي ابرهاي سرگردان ذهنت رو ببرن، به خودت اجازه تازه شدن بده، افکار قديمي جلوي نور رو مي گيرن، يه احساس جديد به خودت هديه کن، مطمئن باش قدرتوشو داري

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:21  توسط محمد دماوندی نیا | 

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:18  توسط محمد دماوندی نیا | 
چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره... تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه... تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده... تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد... و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:38  توسط محمد دماوندی نیا | 
زندگي زيباست اي زيبا پسندزيبا انديشان بزيبايي رسندآنقدر زيباست اين بي بازگشت کزبرايش مي توان از جان گذشت

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:37  توسط محمد دماوندی نیا | 

انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن پا به عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابديت مي گذاري

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:34  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است زندگي خالي است آن را پر کن. زندگي يک مشکل است با آن روبرو شو. زندگي يک معادله است موازنه کن. زندگي يک معما است آن را حل کن. زندگي يک تجربه است آن را مرور کن. زندگي يک مبارزه است قبول کن و زندگي زيباست.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:32  توسط محمد دماوندی نیا | 

عميق ترين درد در زندگي مردن نيست،بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزي

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:27  توسط محمد دماوندی نیا | 

عشق يعنـــي تاابدآبــــي شدن ، عشق يعنـــي لحظه اي بارانــــــي ولحظه اي شفــاف و مهتابــــي شدن ، عشق يعنــــــي لذت يک آرز، و عشق يعنـــي يک بلاي ماندگــار، عشق يعنــي لحظه اي خنديدن وسالهــااشک ندامت ريختن ، عشق يعنـــي هديه اي از آسمان ، عشق يعنـــي صفاي سازگار ، عشق يعنـــي رنگ تکرار ، نگاه عشق يعنـــي لحظه اي زيبا شدن ،عشق يعني راهي درياشدن ، عشق رنگ نقره آيينه است . توگل گلدان من شدي

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:24  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي تفسير سه کلمه است:خنديدن.بخشيدن و فراموش کردن پس .... بخند... ببخش... وفراموش کن

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:22  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي تفسير سه کلمه است:خنديدن.بخشيدن و فراموش کردن پس .... بخند... ببخش... وفراموش کن

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:21  توسط محمد دماوندی نیا | 

با دوست متواضعانه ، با دشمن با احتياط و با ساير مردم با گشاده رويی رفتار کن .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:5  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگی فصل پر از روياست زندگی دشتی پر از غوغاست زندگی پرواز افکار نگاه ما به قهر سينه و دلهاست زندگی رفتن به اوج ديدنی هاست شيوه رقص پرستو هاست زندگی روييدن گلها در تن صحراست آری زندگی زيباست

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 7:12  توسط محمد دماوندی نیا | 

زندگي عشق است. عشق افسانه نيست. انکه عشق را افريد ديوانه نيست. عشق ان نيست که کنارش باشي! عشق ان است که هميشه به يادش باشي

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 7:11  توسط محمد دماوندی نیا | 

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 7:11  توسط محمد دماوندی نیا | 

***اللهم صلي علي محمد و آل محمد *** اين صلوات را واسه ي هر کسی که دوستش داری بفرست تا در ختم هزاران صلوات سهيم باشي

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 7:10  توسط محمد دماوندی نیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام خداوند بخشنده و مهربان .

با عرض سلام خدمت شما خوبان
ممنونم که وقتتونو گذاشتین تا متنای وبلاگ منو بخونین از لطفتون ممنونم امیدوارم که از متنا خوشتون بیاد البته همه ی این متنا رو من نگفتم تعداد خیلی کمی از این متنها نوشته ی منه ولی همین جا از کسانی که این متنارو نوشتن کمال تشکر را دارم ممنون میشم که نظرتونو در مورد متنا بدین ممنون و اگه مایل بودین به id من آف بذارین بازم از شما ممنونم .
با تشکر محمد دماوندی نیا

m1985_damavandinia

www.damavandinia.m@gamil.com

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
خرداد 1384
نویسندگان
محمد دماوندی نیا
محمد دماوندی نیا
پیوندها
ادبی
دعای کمیل
دعای توسل
زیارت عاشورا
حدیث شریف کساء
دعای عهد
موسیقی
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
گفته های m.d
علی علیه السلام کیست ؟
مطالبی مهم در مورد شیعه و سنی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

#FFFFFF